|
|
|
|
|
خیلی خسته ام رییس، خسته از تنها سفر کردن، تنها مثل یه چلچله زیر بارون، خسته از اینکه هیچ وقت رفیقی نداشتم پهلوم باشه و ازم بپرسه از کجا اومدم، به کجا میرم یا چرا ! انقدر خسته ام از اینکه آدما همدیگه رو اذیت می کنن، خسته از تمام درد هایی که تو دنیا حس میکنم و می شنوم، هر روز دردهام بیشتر میشه درد تو سرم مثل خرده های شیشه ست، تمام مدت. می تونین بفهمین؟ " جان کافی/ فیلم مسیر سبز "
+
|
|