|
|
|
|
|
هر كودكی با اين پيام به دنيا می آيد كه: خداوند هنوز از بشر نااميد نشده است "رابيندرانات تاگور" پ ن: پسر خاله ها 2 تا شدن :)
+
|
اول دوپامین می ره بالا نور آدرنالین هم همینطور بعدش سروتونین میاد پایین، خیلی پایین! توهم تفاوتی دیده می شه همراه طپش قلب سیر بیماریش هم از ۱۸ ماه تا سه ساله!
+
|
*عکس : اوا براون
+
|
زیاد که دلم گرفته باشد .. کوتاه می شوم یا طولانی اتفاق ها آنقدر سریع می افتد که انگار قرار نیست هیچ وقت هیچ کس از تو بپرسد آماده ای؟.. یک دیکتاتوری خاص که انگار مختص زندگی تو باشد .. مختص تو ، آشوبگر بی خیال! .. که وقت حادثه بارها و بارها سرت را گذاشته ای روی بالش بی تفاوتی و خوابت برده .. اصلا بی خیال.. زیاد که دلم گرفته باشد .. کوتاه می شوم یا طولانی کوتاهیم زیاد طولانی شد بگذریم! برایم دعا کنید .. باید کسی مرا از این گره ها رد کند !
+
|
خدا کند که " خدا " سهم ِ گریه اش باشد مبـــاد قطــره ای از اشک ِ او هَدَر بــرود .. *مریم موحدان
پ ن: خدا کند که "خدا" سهم گریه ات باشد !
+
|
پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت: بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست .. که از حادثه ی عشق تر است ! * سهراب
پ ن: "چه زود بوی خیمه ها می آید".. "چه زود"
+
|
+
|
با جادوی عشق کاش گنجشک شوم بیزارم از این کروکودیلی که منم
*جلیل صفر بیگی
+
|
+
|
+
|
قایم می شوم به شرط پیدا شدنت قبول؟
پ ن: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ..
+
|
می گوید: بنویس ، حرف بزن جان ِ من ، جان ِ من ، جان ِ من می گویم: جانِ من ! این گلو ی ِ آبستن ِ دیر زا دیر زمانی است که مادر جنین های مرده است !
پ ن: مجوز سزارین می دهی طبیبِ کلمات ِ روشن ؟
+
|
سوال می کنم از تو هنوز منتظری؟ تو غنچه می کنی این بار هم دهان: که هنوز! *محمد سعيد ميرزايی
پ ن : تو غنچه می کنی این بار هم دهان: که هنوز!
+
|
دلش را - بس که گنجشک است - حتا
پ ن: به من در خواندن باران کمک کن! *تقدیم به شاعر گنگشکی جناب آقای سید حبیب نظاری
+
|
تو باید بوی نیلوفر بگیری
*سید حبیب نظاری
پ ن: چشم !
+
|
هم بازی باد و بادبادک هستم عاشق بشوم؟ نه! بچه ها منتظرند من مادر چند کفشدوزک هستم *جلیل صفر بیگی پ ن: شما از سی 5 سال کم کن بی زحمت..
+
|
مصراع نخست: من تو را می بوسم در مصرع بعد هم تو را می بوسم ایراد ندارد! به کسی چه؟اصلاْ شعر خودم است من تو را می بوسم *جلیل صفر بیگی
+
|
کم نامهی خاموش برایم بفرست دارم خفه میشوم در این تنهایی *جلیل صفر بیگی
+
|
آ
+
|
هیچ کس هیچ جا هیچ وقت عمراٌ دوستایی مث شما نداره! .. اوهوم! با شمام خودِ خودِ شما ! پ ن: " -معامله خوبیه جفتمون خلاص میشیم. - بیام الان؟ (برای داستان خرخره می گم) -ببین ، دلت گرفته و حوصله ات سر رفته من هستم باهات اونجوری هم اگه آرووم میگیری هستم -می تونی رو من حساب کنی... دوستی واسه همینه دیگه -بفرما خرخره ما زیر دندان شما .راحت باش ... ... "
+
|
فقط او ، فقط او ، فقط او .. بلد بود بگوید: وقتی دلت گرفت یا حوصلت سر رفت می تونی منو اذیت کنی !! پ ن: دلم گرفته، حوصله م سر رفته، عصبانیم .. دوس دارم خرخره یکی رو "گاز" بگیرم!
+
|
میان بارش باران که اشک پنهان است فریب دادن مــردم چقـدر آسان است .. *سید محمدباقر موسوی
+
|
- آقای مهربانی ها ؟ - ..
خیس ِ خیسم .. تشنه !!
"گنجشک ها
*بق بق دی دی دی .. بق بق دی دی..
+
|
تار و پود هستی ام بر باد رفت، اما نرفت .. عاشقی ها از دلم، دیوانگی ها از سرم * رهی
+
|
NO SMOKING . . Please !!
+
|
گفتند : " کلاغ "، شادمان گفتم : "پر" گفتند : "کبوترانمان "، گفتم : "پر" گفتند : "خودت"، به اوج اندیشیدم در حسرت رنگ آسمان گفتم : "پر" گفتند : "مگر پرنده ای ؟"، خندیدم گفتند : "تو باختی" و من رنجیدم .. در بازی کودکان فریبم دادند احساس بزرگ پر زدن را چیدم آنروز به خاک آشنایم کردند از نغمه پرواز جدایم کردند آن باور آسمانی از یادم رفت در پهنه این زمین رهایم کردند .. گفتند : " پرنده" ، گریه ام را دیدند دیوانه خاک بودم و فهمیدند گفتم که "نمی پرد" ، نگاهم کردند بر بازی اشتباه من خندیدند *نغمه رضائی
+
|
نخواهم شد پرو بال کسی که... * سید حبیب نظاری
+
|
"من از این شهر بیزارم" نگفته است * سید حبیب نظاری
+
|
همین شوق دمادم میتواند.. و بارانی که نم نم میتواند.. دلم را - بس که گنجشک است – حتا نگاه سادهای هم میتواند.. *سید حبیب نظاری
+
|
می خواستم.. با هر آنچه مرا در بر گرفته بود یکی شوم . . نشد .. نتوانستم !
*عکس: دزفول .. روستای پامنار.. وقت برگشت از دریاچه .. همین امروز ..
+
|
هرکسی از رونق دنیا دو روزی فرصتی داشت تا بر ما رونق افتد وقت این دنیا تمام است !! * مرضیه طیبی
+
|
شمع ميــخواست نسوزد كسی از آتش او لـــيـــك پــــروانــه ی ديـوانــه اگــر بــگــذارد !! *عماد خراسانی
+
|
|