|
|
|
|
|
+
|
ای شما! ای تمام عاشقان هر کجا! زیر سایبان دست های خویش جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید؟
** این دل نجیب را این لجوج دیر باور عجیب را در میان خویش راه می دهید؟
"زنده یاد قیصر امین پور"
پ ن: سرمایه ام کم است، قرض می دهید؟
+
|
مثل نِشست غم رویِ پیراهنِ شادی! .. مثل نشستِ شادی روی پیراهن ِ غم !
+
|
وقتی جایی می فرستی ام که قرار است مرا به جای تو اشتباه بگیرند لااقل یکی از آن غول های چراغ جادو ات را بده تا اینهمه شرمنده بر نگردم :(
پ ن : هربار که میروم بهزیستی.. دوره ام می کنند.. از آرزوها و نیازهایشان می گویند.. آ ب م ی ش و م ..
+
|
اعوذ بالله از شرّ "تو"ی رجیم وقتی به عشقِ انسان سجده نمی بری!
+
|
گفتم نمی نویسم.. اما از چه ؟! .. یادم رفت! فقط يادم هست يك لحظه كه نمی دانم كجای زمان گير كرد و فراموش شد من بودم و سكوت .. من بودم و بی تفاوتی كلمات .. من بودم و تو .. لحظه ای شبيه خلاء، شبيه جذبه، شبيه سماع، شبيه جنون، شبيه ترس، شبيه رنج، که دلم خواست هیچگاه به ابتذال کلمه نکشانمش!
+
|
اشکِ گوشۀ چشمت هوس غسل تعمید می اندازد به جانم!
+
|
دستانم توان نداشت سقف آرزو ها را بالا نگه دارد هوار شدند روی دلم!
+
|
جایی می خواهم که بشود فریاد کشید .. بشود بلند بلند فریاد کشید .. بدون اینکه انعکاسش سیلی بشود روی صورتت ! دروغ نگفته بودم .. من هم دلبسته می شوم اما .. این حس بی تعلقی .. این حس بی تعلقی ِ معلقی که به جانم افتاده....................... باید بروم .. کجا؟! نمی دانم باید بروم بندی نامرئی که همه ی بندها را می درد .. مرا می کشاند به آوارگی، به تنهایی، به سکوت با اینهمه .. تو اگر می گفتی بمان می ماندم.
+
|
|