|
|
|
|
|
فقط تو این اتاقه که می تونم در خودم زندگی کنم و قوایم به هدر نره، این تاریک و روشنایی سرخ برام لازمه، نمی تونم تو اتاقی بشینم که پشت سرم پنجره داشته باشه، مثه اینه که افکارم پراکنده می شه، از روشنائی هم خوشم نمیاد. جلو آفتاب همه چیز لوس و معمولی می شه. ترس و تاریکی منشاء زیبائیس : یه گربه روز جلو نور معمولیس، اما شب تو تاریکی چشماش میدرخشه و موهاش برق می زنه و حرکاتش مرموز می شه، یه بته گل که روز رنجور و تار عنکبوت گرفتس، شب مثل اینه که اسراری در اطرافش موج می زنه و معنی به خصوص به خودش می گیره. روشنائی همیِه جنبنده ها رو بیدار و مواظب میکنه، در تاریکی و شبه که هر زندگی، هر چیز معمولی یه حالت مرموز به خودش میگیره، تمام ترس های گمشده بیدار می شن، در تاریکی آدم میخوابه اما میشنوه، خود شخص بیداره و زندگی حقیقی آنوقت شروع می شه. آدم از احتیاجات پست زندگی بی نیازه و عوالم معنوی رو طی می کنه، چیزائی رو که هرگز به اونا پی نبرده بیاد مییاره *تاریک خانه / زنده یاد صادق هدایت
+
|
|